الفيض الكاشاني
166
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
گروهاند و « ليس وراء عبّادان قرية » . « 1 » طلب هان ! اى عزيز ! يا صاحب دل باش ، يا با صاحب دل باش كه جز اين كار ، كارى نيست . آتش طلب در كانون جان برافروز كه اگر چه آن آتشى معنويست حق تعالى معانى را در صور نهاده ، آتش طلب در آتش شباب نهاده . هر كس كه در جوانى كه وقت هيجان طلب و غلبه حرارت است سوداى اين طلب در سرش نه افتاده ، در برودت پيرى كه قوى از پاى در آيد و موى سفيد از سر بر آيد ، كى كار خواهد كرد ؟ هان ! درياب كه « الْوَقْتُ سَيْفٌ وَ الْفَوْتُ حَيْفٌ وَ الْفُرصَةُ تَمُرُّ مَرَّ الْسّحابِ » . « 2 » هان ! درياب ! درياب ! قبل انْغِلاقِ البابِ ، إِنَّه الكريم الوهّاب الغفور التّواب . والسلام على ساير الإخوان .
--> ( 1 ) . دور تر از آبادان قريهاى نيست . ( 2 ) . زمان شمشير است و از دست دادنِ فرصت ، ستم است فرصتها همچون ابرها در حركتاند .